<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>حکمرانی و توسعه</title>
    <link>https://gd.usb.ac.ir/</link>
    <description>حکمرانی و توسعه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بوم‌نگاره خط‌مشی؛ ابزار همگرایی خط‌مشی‌گذاران و خط‌مشی‌پژوهان</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10069.html</link>
      <description>هدف: پیچیدگی فزاینده مسائل عمومی و تکثر بازیگران در عرصه حکمرانی، نیاز به ابزارهایی در این حوزه را برجسته کرده است که بتوانند ارتباط میان خط‌مشی‌گذاران و خط‌مشی‌پژوهان را تسهیل کنند. در این میان، &amp;amp;laquo;بوم‌نگاره خط‌مشی&amp;amp;raquo; به‌منزله چارچوبی بصری و تعاملی مطرح می‌شود که با ساده‌سازی مفاهیم و روشن‌سازی روابط میان اجزای خط‌مشی، زمینه‌ای برای فهم مشترک و همگرایی فراهم می‌کند.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به‌کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی ظرفیت‌های این ابزار پرداخته است. داده‌ها از دو مسیر گردآوری شده‌اند: نخست، تحلیل نظام‌مند مقالات نمایه‌شده در پایگاه Scopus؛ و دوم، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزه خط‌مشی. در ادامه، داده‌های حاصل از این دو مسیر، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی سازمان‌دهی و تحلیل شدند.یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که بوم‌نگاره خط‌مشی قادر است نقش یک زبان واحد را میان کنشگران این حوزه ایفا کرده و با ایجاد انسجام معنایی، ارتباط میان پژوهش و عمل را بهبود بخشد. همچنین، بهره‌گیری از این ابزار، موجب ارتقای تصمیم‌سازی داده‌محور، شفافیت و عقلانیت در فرایند خط‌مشی‌گذاری می‌شود. نتایج تلفیقی پژوهش، نشان‌دهنده آن است که اثربخشی بوم‌نگاره به فراهم بودن پیش‌نیازهایی مانند ظرفیت نهادی، سواد خط‌مشی، فرهنگ گفت‌وگو، اخلاق حرفه‌ای و همکاری میان‌نهادی وابسته است. در مجموع، بوم‌نگاره خط‌مشی به‌منزله ابزاری نوین می‌تواند شکاف میان نظریه و عمل را کاهش داده و با پشتیبانی از یادگیری جمعی و مشارکت ذی‌نفعان، کیفیت تصمیم‌سازی عمومی و پایداری حکمرانی را ارتقا دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازیگران حکمرانی آموزش و پرورش: گزارشی از یک پیمایش ملی</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10068.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت نقش بازیگران حکمرانی در نظام آموزش و پرورش در سطح ملی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان ستادی و صفی نظام آموزش و پرورش کشور بودند که با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای(خوشه‌های استانی در کل کشور) تعداد 3433 نفر انتخاب و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه حکمرانی آموزش و پرورش با مولفه‌های: نقش دولت، نقش جامعه مدنی، نقش خانواده، نقش جامعۀ نخبگانی استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0.82 بود. روایی ابزار مورد استفاده با استفاده از روایی سازه (تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم) بررسی شد و نتایج، نشان از تایید روایی ابزار دارد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد وضعیت موجود حکمرانی آموزش و پرورش به صورت معنی‌دار پایین‌تر از سطح متوسط قرار دارد. در میان بازیگران حکمرانی آموزش و پرورش، صرفاً بازیگر دولت(0.000=sig ؛ 47.5=t) در سطح بالاتر از متوسط قرار دارد. همچنین نتایج آزمون فریدمن(2537.37=2 ؛ 3df=؛ 0.000=sig ) نیز نشان داد اهمیت بازیگران حکمرانی آموزش و پرورش کشور از دیدگاه شرکت‌کنندگان در پژوهش دولت، جامعۀ مدنی، خانواده‌ها و جامعۀ نخبگانی به ترتیب از اهمیت برخوردار می‌باشند. نتیجه‌گیری: بر این اساس می‌توان نتیجه گیری کرد که برای دستیابی به حکمرانی مردم پایه باید علاوه بر دولت به جامعه مدنی؛ خانواده‌ها و جامعه نخبگانی توجه ویژه‌ای شود و از آن‌ها برای اداره آموزش و پرورش بهرمند شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی استراتژیک قابلیت‌های حکمرانی چابک برای تحول دیجیتال: مدل تحلیلی مبتنی بر گسترش عملکرد کیفیت</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9608.html</link>
      <description>زمینه و هدف: رشد شتابان تحول دیجیتال و نیاز روزافزون به پاسخگویی و انعطاف‌پذیری در بخش عمومی، ناکارآمدی الگوهای سنتی حکمرانی را آشکار کرده و ضرورت حرکت به سوی حکمرانی چابک را برجسته ساخته است. در ایران با وجود تأکید اسناد راهبردی بر چابک‌سازی و تحقق دولت هوشمند، طراحی مدلی بومی و عملیاتی برای اولویت‌بندی قابلیت‌های حکمرانی چابک متناسب با الزامات تحول دیجیتال ضروری به‌نظر می‌رسد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت‌بندی استراتژیک قابلیت‌های حکمرانی چابک برای پشتیبانی از تحول دیجیتال در بخش دولتی ایران است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش تحقیق ترکیبی اکتشافی-کاربردی است. در این مطالعه، ابتدا با مرور ادبیات و اخذ نظر خبرگان با استفاده از روش دلفی فازی، 19 مولفه‌ حکمرانی چابک و 8 مولفه تحول دیجیتال شناسایی و تایید شد. سپس با به‌کارگیری روش گسترش عملکرد کیفیت روابط میان مولفه‌های حکمرانی چابک و الزامات تحول دیجیتال تحلیل و اولویت‌بنددی شد.یافته‌ها: یافته اصلی، ارائه مدل تحلیلی و رتبه‌بندی شده از قابلیت‌های حکمرانی چابک است. نتایج نشان داد که قابلیت‌های بنیادین و انسانی شامل رهبری شایسته، باثبات و تحول‌آفرین، منابع انسانی ماهر، سازگار و نوآور، چرخه بازخورد، تیم‌های توانمند و خودسازمان‌ده و فرهنگ پذیرش تغییر بالاترین اولویت را درتحقق الزامات تحول دیجیتال داشتند.نتیجه‌گیری: این پژوهش با شناسایی مولفه‌های حکمرانی چابک و تعیین اولویت آنها مدلی تحلیلی ارائه داد که می‌تواند به مدیران و سیاست‌گذاران در طراحی نقشه راه حکمرانی چابک و تخصیص بهینه منابع در مسیر تحول دیجیتال یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی آزمایشگاه‌های خط‌مشی دانشگاه محور: درس‌آموخته‌ها برای خط‌مشی عمومی و حکمرانی</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10067.html</link>
      <description>هدف این مقاله بررسی تطبیقی آزمایشگاه‌های خط‌مشی دانشگاه‌محور در کشورهای مختلف و استخراج درس‌آموخته‌هایی برای طراحی و راه‌اندازی یک آزمایشگاه خط‌مشی مؤثر و بومی‌شده در ایران با رویکرد تقویت حکمرانی و توسعه سیاست‌ها است. پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و با روش تحلیل محتوای اسنادی انجام شده است. برای سامان‌دهی تحلیل و مقایسه نظام‌مند آزمایشگاه‌ها، از الگوی چهارمرحله‌ای برِدی (توصیف، تفسیر، مقایسه و همجواری) بهره گرفته شد. داده‌ها از وب‌سایت‌ها و منابع رسمی ده آزمایشگاه خط‌مشی دانشگاه‌محور در آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا و هلند گردآوری و بر اساس چارچوبی شامل محل جغرافیایی، اهداف طراحی، ساختار حاکمیتی، حوزه فعالیت و نحوه تأمین مالی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه آزمایشگاه‌ها در دانشگاه‌های معتبر و با رویکرد میان‌رشته‌ای فعالیت می‌کنند، اما در اهداف طراحی، ساختار حاکمیتی، سطح مشارکت در چرخه خط‌مشی، نوع رویکرد (تکنوکراتیک یا مشارکتی) و تعامل با دولت تفاوت‌های معناداری دارند. گونه‌شناسی نهایی بر اساس دو بعد &amp;amp;laquo;سطح مسئله&amp;amp;raquo; (محلی یا ملی) و &amp;amp;laquo;رویکرد غالب&amp;amp;raquo; (تکنوکراتیک یا اجتماعی) توسعه یافته است. محدودیت اصلی پژوهش اتکا به داده‌های ثانویه است که ممکن است برخی ابعاد عملیاتی و چالش‌های واقعی را بازنمایی نکند. با این حال، یافته‌ها می‌توانند به خط‌مشی‌گذاران، دانشگاه‌ها و نهادهای اجرایی در تقویت حکمرانی و توسعه سیاست‌ها کمک کرده و الگویی الهام‌بخش برای پیوند دانشگاه و دولت ارائه دهند. نوآوری پژوهش در ارائه نوع‌شناسی جدیدی از آزمایشگاه‌های خط‌مشی و کاربرد آن در طراحی نهادی در زمینه خط‌مشی‌گذاری عمومی در ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی نقش‌ های کانون‌های تفکر در سیاست‌گذاری با رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10066.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف شناسایی و طبقه‌بندی نظام‌مند نقش‌هایی که کانون‌های‌تفکر در سیاست‌گذاری ایفا می‌کنند، انجام شده است.روش پژوهش: برای انجام پژوهش از روش فراترکیب با رویکرد استقرایی بهره‌گرفته شد. جامعه پژوهش شامل مقالات منتشرشده درباره فعالیت‌ها و نقش‌های کانون‌های‌تفکر (اندیشکده‌ها) بود که از میان آن‌ها، پس از غربال‌گری، ۳9 مطالعه انتخاب و بررسی شدند. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری آن‌ها به کمک نرم‌افزار ATLAS.ti انجام شد. یافته ها: در فرآیند فراترکیب، ۹۳ کد مفهومی استخراج شد که تحلیل آن‌ها به شناسایی ۳۴ زیر‌مقوله انجامید. این زیر‌مقوله‌ها در گام بعد، در قالب یازده مقوله سازمان‌دهی شدند؛ هر یک از این مقوله‌ها نمایانگر یکی از نقش‌هایی هستند که کانون‌های‌تفکر در سیاست‌گذاری ایفا می‌کنند. نقش‌های شناسایی‌شده عبارت‌اند از: پژوهشگر سیاستی، تأمین‌کننده نیروی انسانی متخصص، طراح نظام مسائل، معمار ایده‌های سیاستی، سیاست‌ساز، تسهیلگر سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد، شبکه‌ساز، میانجی، حامی منافع عمومی، حامی منافع سیاست‌گذاران و بازیگر مستقل ذی‌نفوذ. در پایان، با تلفیق یافته‌ها، مدل مفهومی جامعی تدوین شد که این نقش‌ها را در قالب چارچوبی یکپارچه تبیین می‌کند.نتیجه گیری: از آنجا که مدل پیشنهادی پژوهش بر پایه داده‌‌های مستند و تحلیل نظام‌مند منابع معتبر شکل‌گرفته و از انسجام مفهومی برخوردار است، می‌‌تواند به‌‌عنوان الگویی برای شناسایی و تحلیل نقش‌‌های کانون‌‌های‌‌تفکر در زمینه‌ها، سطوح و موقعیت‌های گوناگون سیاست‌گذاری به کار رود. کاربست عملی این مدل زمینه‌ بهره‌‌گیری مؤثرتر نظام‌‌های‌حکمرانی از ظرفیت‌ کانون‌‌های‌‌تفکر را فراهم می آورد و از این طریق منجر به ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری در سطوح مختلف می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی آینده پژوهی توسعه شایستگی‌های نسل Z در منابع انسانی وزارت علوم</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9374.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی الگوی آینده‌پژوهی توسعه شایستگی‌های منابع انسانی مرتبط با نسل Z در ستاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شده است. این مطالعه از روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) بهره برده و در دو مرحله اجرا گردیده است. در مرحله کیفی، جامعه آماری شامل مدیران و مشاوران ارشد ستاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود که به‌صورت هدفمند و با روش گلوله‌برفی انتخاب شدند تا افراد دارای بیشترین آگاهی و تجربه در این حوزه مورد بررسی قرار گیرند. حجم نمونه این بخش بر اساس اصل اشباع نظری تعیین شد. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل مدیران، اعضای هیأت علمی و کارکنان ستاد وزارت علوم بود که حجم نمونه آن با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر برآورد گردید. داده‌های این بخش از طریق پرسشنامه پنج‌درجه‌ای لیکرت جمع‌آوری شد. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوای استقرایی و کدگذاری باز و محوری تحلیل گردیدند، درحالی‌که داده‌های کمی با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی، ازجمله تحلیل عاملی تأییدی و آزمون‌های معتبر، بررسی شدند. جهت آزمون مدل پیشنهادی، از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم‌افزار اسمارت‌PLS بهره گرفته شد. همچنین، برای سنجش روایی و پایایی ابزار پژوهش از آزمون پایایی کرونباخ، روایی همگرا و واگرا، و آزمون برازش مدل استفاده شد. یافته‌های پژوهش شایستگی‌های کلیدی منابع انسانی مورد نیاز نسل Z را شناسایی کرده و بر جنبه‌هایی مانند نوآوری، مهارت‌های ارتباطی، بهره‌گیری از فناوری، آگاهی فرهنگی، هوش هیجانی و یادگیری مستمر تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی محلی و توانمندسازی زنان: تبیین ظرفیت نهادهای مدنی در سکونتگاه‌های حاشیه‌ای شهر زاهدان</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9651.html</link>
      <description>هدف: حکمرانی محلیِ اثربخش و فراگیر، به‌ویژه در سکونتگاه‌های حاشیه‌ای، بر ظرفیت نهادهای محلی و مدنی برای ایجاد سازوکارهای مشارکتی، تسهیل دسترسی عادلانه به منابع و خدمات و تقویت عاملیت گروه‌های کم‌برخوردار، از جمله زنان، استوار است. در این چارچوب، نهادها، تشکل‌ها و انجمن‌های مدنی به‌عنوان بازیگران کلیدی حکمرانی محلی، با گسترش فرصت‌های مشارکت، تقویت شبکه‌های اجتماعی و ارتقای ظرفیت کنش جمعی، می‌توانند زمینه حضور مؤثر زنان در فرایندهای تصمیم‌گیری و توسعه محلی را فراهم آورند و به تقویت توانمندی‌های فردی، اجتماعی و اقتصادی آنان در مناطق حاشیه‌ای یاری رسانند. براین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر نهادهای مدنی در توانمندسازی زنان حاشیه شهر زاهدان است. در این تحقیق پنج نقش اصلی از سازمان های مدنی فعال در حوزه زنان، شامل ارائه خدمات حمایتی، آموزشی، بهداشتی و اشتغال زایی و اعتماد در توانمندسازی زنان مورد بررسی قرار می گیرد.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: روش تحقیق به صورت پیمایشی و ابزار گردآوری پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری مورد مطالعه زنان بالای ۱۵ سال محله شیرآباد زاهدان می باشد که خدمات را از طریق سازمان‌های مردم نهاد فعال در سطح این محله دریافت می‌کردند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران ۳۶۶ نفر و با روش نمونه گیری خوشه&amp;amp;shy;ای تعیین گردید. روایی پرسشنامه توسط خبرگان متخصص با روش صوری مورد تایید قرار گرفت. هر دو پرسشنامه نهادهای مدنی و توانمندسازی زنان و هر یک از ابعاد آن براساس ضریب آلفای کرونباخ از پایایی مطلوبی برخوردار هستند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss 21 انجام گرفت.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: از بین مولفه های توانمندسازی زنان، براساس میانگین مولفه توانمندسازی فردی در سطح بالاتر و مولفه توانمندسازی اقتصادی در سطح متوسط و مولفه توانمندسازی اجتماعی در سطح کم قرار داشت. در بررسی همبستگی میان متغیر توانمندسازی زنان و متغیرهای مستقل تحقیق به ترتیب، بین متغیرهای اعتماد به نهادهای مدنی، خدمات اقتصادی، خدمات حمایتی، خدمات آموزشی، با توانمندسازی زنان بطور کل رابطه معناداری وجود دارد. بیشترین میزان همبستگی بین دو متغیر اعتماد به نهادهای مدنی با متغیر توانمندسازی زنان و کمترین همبستگی بین متغیر توانمندسازی زنان با متغیر خدمات بهداشتی بود که رابطه همبستگی معناداری بین این دو متغیر وجود نداشت. در مجموع، نهادهای مدنی در ابعاد مختلف میتواند 28 درصد از کل تغییرات متغیر توانمندسازی زنان حاشیه شهر زاهدان را تبیین نماید.نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان داد که نهادهای مدنی تاثیر معناداری بر توانمندسازی زنان در شیرآباد زاهدان دارند. مطابق با نتایج تحقیق، میزان اعتماد به نهادهای مدنی تاثیر معناداری بر توانمندسازی زنان دارد. هرچه زنان اعتماد بیشتری به نهادهای مدنی داشته باشند و مطابق با برنامه ها و اهداف این نهادها عمل کنند، امکان موفقیت و افزایش توانمندی در آنها افزایش می یابد. آموزش با ارتقاء مهارت ها می تواند، توانمندی زنان را افزایش دهد و زمینه ساز افزایش فرصـت و انتخاب برای زنان شود. بنابراین، به دلیل کمبود امکانات در مناطق کم برخوردار شهر زاهدان و مسائل فرهنگی که منجر به عدم پیشرفت زنان در این محلات می‌شود و در نظر گرفتن مشکلات مالی، اجتماعی، روانی و خانوادگی و همچنین مشکلات حقوقی و ... که زنان را در معرض قرار می دهد، پیشنهاد میگردد با در نظر گرفتن این شرایط، حمایت ها و اقدامات دقیق و حرفه ای در ابعاد مختلف صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی الگوهای حکمرانی و توسعه: رویکردی ترکیبی مبتنی بر خوشه‌بندی و رگرسیون لجستیک چندگانه با استفاده از شاخص‌های توسعه انسانی و ادراک فساد</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9886.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی الگوهای جهانی و منطقه‌ای حکمرانی و توسعه، با تمرکز بر تعامل دو شاخص کلیدی توسعه انسانی و ادراک فساد می‌پردازد. در حالی‌که رابطه معکوس میان این دو شاخص در بسیاری از مطالعات پیشین تأیید شده، اغلب آن‌ها بر تحلیل‌های همبستگی و رگرسیون سنتی تکیه داشته و از منظر پیش‌بینی جایگاه کشورها کاستی‌هایی داشته‌اند. برای رفع این خلأ، این پژوهش از چارچوبی تحلیلی در دو مرحله بهره گرفته است؛ در گام نخست، با استفاده از الگوریتم خوشه‌بندی k-means، کشورها بر اساس شباهت در شاخص‌های مذکور در چهار خوشه متمایز طبقه‌بندی شده‌اند که نشان‌دهنده الگوهای متفاوت در وضعیت حکمرانی و توسعه این کشورها است. در گام دوم، مدل رگرسیون لجستیک چندگانه برای پیش‌بینی احتمال تعلق کشورها به هر یک از خوشه‌ها براساس مقادیر عددی دو شاخص توسعه انسانی و ادراک فساد توسعه داده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص توسعه انسانی نقش پیش‌بینی‌کننده قوی‌تری دارد به گونه‌ای که افزایش در این شاخص به‌طور معناداری احتمال تعلق کشورها به خوشه‌های با توسعه و شفافیت بالاتر را افزایش می‌دهد. در مقابل، شاخص ادارک فساد به‌تنهایی از قدرت پیش‌بینی معناداری برخوردار نیست. قدرت تبیینی بالای مدل با ضریب تعیین معادل 0.984، مؤید اعتبار آن در تحلیل ساختار خوشه‌هاست. این نتایج دلالت‌های سیاستی مهمی دارد و بر ضرورت تمرکز راهبردی بر توسعه انسانی به‌عنوان اهرمی مؤثرتر در بهبود حکمرانی نسبت به سیاست‌های صرفاً ضد فساد تأکید می‌کند. ترکیب تحلیل خوشه‌ای و مدل‌سازی پیش‌بینانه در این پژوهش، ابزاری نوین و مبتنی بر داده برای تحلیل تطبیقی و طراحی سناریوهای سیاستی فراهم آورده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین حکمرانی خوب و کارایی بخش کشاورزی در کشورهای N-11</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10065.html</link>
      <description>زمینه و هدف: حکمرانی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد اقتصادی، نقش مهمی در ارتقاء کارایی بخش‌های مولد از جمله کشاورزی ایفا می‌کند. این مطالعه به بررسی رابطه بین شاخص‌های حکمرانی و کارایی بخش کشاورزی در طی سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ و در میان کشورهای N-11 (ایران، پاکستان، مصر، ترکیه، مکزیک، نیجریه، اندونزی، فیلیپین، کره‌جنوبی، ویتنام و بنگلادش) انجام شد. روش: در گام نخست، کارایی فنی بخش کشاورزی با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده‌ها سنجیده شد و در گام دوم، تأثیر شاخص‌های حکمرانی بر کارایی بخش کشاورزی با بهره‌گیری از مدل پانل توبیت مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که کشورهای کره‌جنوبی، اندونزی، فیلیپین و ویتنام بیشترین سطح کارایی را دارا هستند. همچنین، متغیرهایی مانند سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، صادرات کشاورزی، اثربخشی دولت، حق اظهارنظر و حکم قانونی تأثیر مثبت و بی‌ثباتی سیاسی و ضعف کیفیت نظارتی تأثیر منفی بر کارایی بخش کشاورزی دارند. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، توسعه پلتفرم‌های آنلاین نظارتی و تقویت فعالیت‌های تحقیق و توسعه در بخش کشاورزی به‌عنوان راهکارهای اولویت‌دار پیشنهاد می‌شود. برای ایران نیز بهینه‌سازی مدیریت منابع آب، توسعه سیستم‌های آبیاری هوشمند، تقویت زیرساخت‌های صادراتی و انعقاد توافقات تجاری دوجانبه به منظور افزایش بهره‌وری و سودآوری بخش کشاورزی توصیه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محرک‌های شبکه‌سازی در میان تعاونی‌های دامی استان اصفهان: سناریوسازی بر مبنای ماتریس اهمیت ـ عملکرد</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10064.html</link>
      <description>هدف: ضعف همکاری نهادی در میان تعاونی‌های کشاورزی منجر به بروز محدودیت‌هایی در زمینه بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، تبادلات مالی، تسهیم اطلاعات، رویارویی با ریسک‌های متعددی از جمله ریسک خرید و فروش نقدی محصولات، نوسانات قیمت و تغییرات در تأمین‌کنندگان اولیه و نهایی شده است.روش پژوهش: مطالعه حاضر با هدف تحلیل محرک‌های شبکه‌سازی در میان تعاونی‌های دامی استان اصفهان انجام شد. در این مطالعه، 17 محرک شناسایی‌شده از ادبیات موضوع، با استفاده از ماتریس اهمیت ـ عملکرد (IPA) و در قالب پنج سناریوی مختلف تحلیل شدند. میانگین وضعیت موجود و مطلوب محرک‌ها با استفاده از آزمون t همبسته مقایسه شد. از میان 27 تعاونی دامی فعال، 25 تعاونی با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب و پس از حذف پرسشنامه‌های ناقص، 21 نمونه معتبر در تحلیل نهایی به‌کار گرفته شد.یافته‌ها: نتایج تحلیل ماتریس اهمیت ـ عملکرد نشان داد که در وضعیت عادی (مبنایی)، تمرکز بر مؤلفه‌هایی همچون بازارهای جدید، کاهش هزینه‌ها، نیاز مشترک، قدرت نفوذ/شهرت شرکت، فرصت جدید، شایستگی، فاصله جغرافیایی، شفافیت و تا حدودی امنیت اطلاعاتی و کاهش نااطمینانی برای توسعه شبکه همکاری تعاونی‌های دامی به‌عنوان یک ضرورت مطرح است. در صورت تمرکز بر سناریوی محدودیت منابع، تعاونی‌ها همواره باید به مؤلفه‌های فاصله جغرافیایی، بازارهای جدید، کاهش هزینه‌ها، نیاز مشترک، قدرت نفوذ/شهرت شرکت، شایستگی، و تعهد توجه کنند.نتیجه‌گیری: این مطالعه با تعیین مجموعه محرک‌هایی که به‌طور چشمگیری در کانون توجه تعاونی‌ها بوده و از نظر عملکردی اشباع شده‌اند، ضمن پیش‌برد ادبیات موضوع، مسیر جدیدی برای توسعه شبکه‌سازی نهادی در میان این تشکل‌ها ترسیم نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاشت حکمرانی مشارکتی در مدیریت شهری: مروری دامنه‌ای بر پژوهش‌های علمی منتشر شده در ایران</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9631.html</link>
      <description>حکمرانی شهری مشارکتی&amp;amp;nbsp;به عنوان یک رویکرد نوین، بر افزایش نقش شهروندان در فرآیندهای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی شهری تأکید دارد. این شیوه از حکمرانی نه تنها به دنبال ایجاد شفافیت و پاسخگویی بیشتر است، بلکه هدف آن تقویت اعتماد عمومی و بهبود کیفیت زندگی شهری از طریق مشارکت فعال ذی‌نفعان است. پژوهش‌ها و مطالعات متعددی در حوزه حکمرانی شهری مشارکتی در ایران به رشته تحریر در آمده است، ولی درک کلی و مشخصی از اینکه این پژوهش‌ها بیش‌تر به چه حوزه‌های تخصصی پرداخته‌اند، روش‌شناسی آنها چیست، و خلاء پژوهش‌های داخلی در مطالعات حکمرانی شهری مشارکتی کدامند؟ وجود ندارد. لذا هدف پژوهش حاضر این است که به این سوالات پاسخ دهد. بدین منظور، 32 پژوهش منتشر شده در پنج پایگاه داده معتبر داخلی، با به بکارگیری روش‌شناسی مروری از نوع دامنه‌ای، بررسی شد. یافته‌ها نشان داد بیشترین تعداد مقالات در سال‌های 1395 و 1402 منتشر شده است. هم‌چنین، بیش‌ترین تعداد پژوهش‌ها (14 مطالعه)، شهر تهران را مورد مطالعه قرار داده‌اند. علاوه براین، بخش قابل توجهی از مقالات با هدف طراحی الگوی مشارکت شهروندان در مدیریت شهری (7 مطالعه) و هم‌چنین سنجش میزان مشارکت شهروندان در مدیریت شهری (5 مقاله) انجام شده‌اند. بررسی عرصه مشارکت شهروندان در پژوهش‌های منتخب نیز نشان داد که اکثر مطالعات در عرصه عمومی و بدون تمرکز بر یک کارکرد خاص مدیریت شهری انجام شده است (26 مطالعه). هم‌چنین، اکثر پژوهش‌ها به روش کمّی (19 مطالعه) انجام شده است و روش‌شناسی‌های کیفی (10 مطالعه) و ترکیبی (2 مطالعه) سهم اندکی داشتند. در نتیجه، یافته‌ها بیانگر آن است که خلاء‌های نظری (نظیر پیوند شهرهای مشارکتی و حکمرانی دیجیتال، شهرهای مشارکتی و حکمرانی داده و هم‌آفرینی و حکمرانی شهری مشارکتی)،&amp;amp;shy;روش‌شناختی (نظیر مطالعات کیفی با تاکید بر استفاده از استراتژی مطالعه موردی) در پژوهش‌های بررسی شده وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی منابع انسانی نسل Z و ارائه چارچوب مفهومی با رویکرد AMO</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9902.html</link>
      <description>هدف: با ورود گسترده نسل Z (متولدین 1997 تا 2012) به بازار کار و تغییرات سریع در فناوری ، بازنگری اساسی در نظام حکمرانی منابع انسانی اجتناب‌ناپذیر شده است. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد کلیدی حکمرانی منابع انسانی همسو با این ویژگی‌ها، از طریق مرور نظام‌مند مطالعات بین‌المللی و بومی انجام شد.روش پژوهش: این پژوهش از نوع مرور نظام‌مند است که براساس چارچوب استاندارد پریزما 2020 انجام شد. جامعه پژوهش شامل 5373 سند علمی معتبر (مقالات، کتاب‌ها و پایان‌نامه‌ها) در بازه زمانی 2010 تا 2025 از پایگاه‌های داخلی و خارجی بود. پس از غربال‌گری چندمرحله‌ای با معیارهای ورود و خروج، در نهایت 27 مطالعه با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و ابزار ارزیابی کسپ مورد بررسی قرار گرفتند.یافته‌ها: حکمرانی مؤثر منابع انسانی برای نسل Zبر شش محور کلیدی تمرکز دارد: ۱) انعطاف‌پذیری محیط کار، ۲) دیجیتالی‌سازی و فناوری‌محوری، ۳) مشارکت و عدالت سازمانی، ۴) مدیریت تفاوت‌های نسلی و فرهنگی، ۵) توانمندسازی و توسعه شغلی، و ۶) تعادل کار-زندگی. این عوامل در چارچوب نظری AMO (توانایی، انگیزش، فرصت) سازمان‌دهی شدند.نتیجه‌گیری: اجرای این مؤلفه‌ها ضمن افزایش تعامل و رضایت شغلی، باعث تقویت تعهد سازمانی، بهبود عملکرد و کاهش نرخ ترک خدمت کارکنان نسل Z می‌شود. این مدل می‌تواند راهنمایی عملی برای مدیران منابع انسانی در مواجهه با چالش‌های نسلی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و ارائه شبکه مضامین حکمرانی نظام سلامت با تمرکز بر نهادهای مدنی</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10016.html</link>
      <description>هدف پژوهش: در سال‌های اخیر، گفتمان حکمرانی مشارکتی به‌عنوان رویکردی نوین در مدیریت نظام‌های سلامت، مورد توجه گسترده قرار گرفته است. هدف این پژوهش، تبیین الگوی مفهومی حکمرانی مشارکتی نظام سلامت ایران با تأکید بر نقش و جایگاه نهادهای مدنی در تقویت مشارکت اجتماعی و ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری عمومی در حوزه سلامت می‌باشد.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون (تماتیک) انجام گرفته است. داده‌های تحقیق از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه‌های سلامت، سیاست‌گذاری عمومی و جامعه مدنی گردآوری گردید. سپس داده‌ها در سه سطح کدهای پایه، مضامین سازمان‌دهنده و مضمون فراگیر تحلیل و شبکه مضامین با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA ترسیم شد.یافته‌های پژوهش: نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که نظام سلامت ایران با چالش‌هایی از قبیل ضعف شفافیت نهادی، محدودیت در مشارکت عمومی، فقدان پاسخ‌گویی ساختاری، ناهماهنگی میان‌بخشی، کمبود منابع مالی و مقاومت نهادی مواجه است. در مقابل، ظرفیت‌های نهادهای مدنی همچون توان شبکه‌سازی، قابلیت‌های آموزشی و پتانسیل توانمندسازی اجتماعی، زمینه‌ساز تحقق حکمرانی مشارکتی است. در نهایت، مضمون فراگیر پژوهش با عنوان &amp;amp;laquo;حکمرانی مشارکتی سلامت&amp;amp;raquo; در سه خوشه اصلی شامل چالش‌ها، نقش‌آفرینی‌ها و ظرفیت‌سازی‌ها شناسایی گردید.نتیجه‌گیری پژوهش: براساس یافته‌ها، بازنگری در ساختار حکمرانی سلامت کشور از طریق طراحی سازوکارهای مشارکتی، تقویت نظام پاسخ‌گویی و ایجاد بسترهای قانونی جهت فعالیت مؤثر نهادهای مدنی، ضرورتی اساسی است. همچنین، ارتقای مشروعیت اجتماعی و ظرفیت سازمانی نهادهای مدنی می‌تواند موجب پویایی در فرآیند سیاست‌گذاری سلامت گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر فرهنگ اداری بر تأمین منافع عمومی در نظام اداری ایران با نقش واسطه‌ای کیفیت قوانین و مقررات</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_9571.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&#13;
هدف: تامین منافع عمومی، اکسیر توسعه و نظام اداری یکی از سه نهاد کلیدی موثر در توسعه کشورها است. مطالعات حکایت از سطح پایین تامین منافع عمومی در سطح نظام اداری کشور دارد. بنابراین با توجه به نقش تامین منافع عمومی مقاله حاضر واکاوی تاثیر تاثیر فرهنگ اداری بر تامین منافع عمومی در نظام اداری ایران با نقش واسطه‌ای کیفیت قوانین و مقررات است.روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی- پیمایشی مقطعی است. .ابزار گردآوری داده‌های پژوهش، پرسشنامه و نمونه آماری آن، 166 نفر از مدیران ارشد و میانی نظام اداری و اساتید مدیریت دولتی به عنوان خبرگان مطلع بوده که با استفاده از نمونه در دسترس از دستگاه‌های اجرایی کشور تعیین شدند. یافته‌های پژوهش: فرهنگ اداری و کیفیت قوانین و مقررات بطور مستقیم بر تامین ‌منافع ‌‌عمومی در نظام اداری تأثیرگذار است. بعلاوه، فرهنگ اداری بطور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی کیفیت قوانین و مقررات بر تامین منافع عمومی اثر می‌گذارد.محدودیت‌ها و پیامدها: محدودیت پیشینه معتبر داخلی و بین‌المللی سنجش تامین منافع عمومی، چالش جلب همکاری و مشارکت مدیران عالی، میانی و کارشناسان خبره نظام اداری به عنوان نمونه آماری پیامدهای عملی: تبیین تاثیر فرهنگ اداری و کیفیت قوانین و مقررات بر تامین منافع عمومی در نظام اداری کشور علاوه بر تقویت خط‌مشی اصلاح نظام اداری و ارتقاء اثربخشی برنامه‌های اصلاح نظام اداری ابتکار یا ارزش مقاله: تبیین تامین منافع عمومی در نظام اداری با بهره‌گیری از نظریه‌های نهادگرایی نوین، طراحی سنجه تامین منافع عمومی</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه علوم انسانی در اسناد بالادستی و ارزیابی و تحلیل اقدامات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در ارتقاء آن</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10015.html</link>
      <description>نگرش متفاوت به علوم انسانی باعث می‌گردد تا سطح انتظار از این حوزه بسیار متغییر باشد. اگر به علوم انسانی به عنوان یک علم محض نگاه شود در نتیجه انتظار می‌رود تا مانند سایر علوم نقش خود را در اثر بخش تجاری و اقتصادی جامعه داشته باشد. در  برنامه هفتم توسعه از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انتظار می‌رود برای ارتقاء جایگاه این حوزه اقداماتی در ابعاد مختلف انجام دهد. بر همین اساس ضرورت دارد تا عملکرد وزارتخانه از نظر ابعاد پژوهشی مورد بررسی قرار گیرد. این تحقیق که با استفاده از روش اسنادی و بررسی محتوا صورت گرفته است و در این روش با بررسی شاخص‌های مختلف، اقدامات وزارت عتف در جهت انجام تکالیف قانونی و نیز میزان تطابق اجرای این برنامه‌ها با اسناد بالادستی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که وزارت علوم در راستای کسب مرجعیت و تولید مقالات در حوزه علوم انسانی توجه ویژه داشته و تلاش نموده است با نمایه سازی نشریات حوزه علوم انسانی و هنر، هم در نمایه‌سازی بروندادهای علمی و هم در کسب جایگاه علمی در سطح جهانی با قدرت ورود نماید. اما به دلیل ناشناخته بودن بعد اقتصادی این حوزه، هنوز نتواند در بخش هدایت پایان نامه‌ها و رساله و همچنین طرح‌ها به خوبی عمل نماید. تقویت سامانه‌های نان و ساتع از طریق حمایت مالی از اجرای طرح‌های پژوهشی مورد نیاز در حوزه علوم انسانی را می‌توان به عنوان یک پیشنهاد کاربردی برگرفته از این پژوهش دانست که می‌تواند در تقویت عملکرد وزارت عتف نقش بازی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی بومی حکمرانی هوش مصنوعی در سازمان‌های آموزشی: مطالعه‌ای مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://gd.usb.ac.ir/article_10030.html</link>
      <description>با وجود استفاده روزافزون از هوش مصنوعی در سیستم‌های آموزشی، هنوز یک چارچوب حاکمیتی متناسب با بافت که با ویژگی‌های فرهنگی و سازمانی نهادهای آموزشی همسو باشد، به شکل شایسته‌ای توسعه نیافته است. این پژوهش با هدف طراحی الگوی بومی حکمرانی هوش مصنوعی در سازمان‌های آموزشی انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن نظریه داده‌بنیاد با رویکرد نظام‌مند استراوس و کوربین بود. میدان پژوهش شامل اساتید مدیریت آموزشی کشور بود که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق انجام 27 مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت و فرایند نمونه‌گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و در نهایت، الگوی پارادایمی پژوهش در قالب شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها تدوین گردید. برای اعتباریابی یافته‌ها از معیارهای اعتمادپذیری لینکلن و گوبا شامل اعتبار، انتقال‌پذیری، تأییدپذیری و پایایی یا اتکاپذیری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که شرایط علّی در قالب 6 مقوله محوری، شرایط زمینه‌ای در قالب 7 مقوله محوری، شرایط مداخله‌گر در قالب 4 مقوله محوری، راهبردها در قالب 5 مقوله محوری و پیامدها در قالب 5 مقوله محوری شناسایی شدند که در تعامل با یکدیگر، چارچوب مفهومی الگوی بومی حکمرانی هوش مصنوعی در سازمان‌های آموزشی را شکل می‌دهند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
